باغ ارم
جمعه ی هفته پیش میشه 23 خرداد 93 زنگ زدم به دایی محمد و گفتم اگه کار نداره دوربینشو بیاره و چند تا عکس خوب ازت بگیره تو هم تا تونستی اونجا دویدی مگه میشد عکس گرفت این چند تا نمونشه... اصلا حواستم به دوربین نبود در حال تماشای پرنده ها آخخخخ خوردم زمین یه گشتی توی چمنا بزنم وای خسته شدم به هیچ وجه به ما نگاه نکردی ولی یه خانمه اومد و بهم گفت میتونم از پسرتون یه عکس بگیرم ما هم گفتیم اگه میتونید آره اونم نگاه شما کرد و گفت علی کوچولو ببین منو شما هم به راحتی نگاش کردی و اونم عکسشو گرفت حالا با ما چه دشمنی داشتی نمیدونم وای که چق...
نویسنده :
مامان فهیمه
17:07







